محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
112
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) ( 1 / الف ) تعيين حرم مدينهء منوّره و حدود آن ( 1 ) و آن ، به منزلهء تعيين مرزهاى حكومت دولتشهرى مدينه است . مسلم 15 / 457 ؛ مسند أحمد حنبل ، 4 / 141 ، ش 10 ؛ تقييد العلم ، خطيب ص 72 ؛ المطرى ( 2 ) ، ما أنست الهجرة من معالم دار الهجرة ( نسخهء خطّى عارف حكمت در مدينهء منوّره ) . ( براى توضيح بيشتر دربارهء مرزهاى حرم مدينه ، بنگريد : بخش شرح واژهها ، ذيل واژهء « حرم » ) . رافع بن خديج روايت كرده است . . . همانا شهر مدينه حرام است و پيامبر خدا - كه درود خدا بر او باد - آن را حرام ساخت . فرمان تحريم آن ، بر پوستى خولانىّ ( 3 ) نوشته شده و نزد ماست . اگر بخواهى آن را براى تو مىخوانم . وى متن فرمان را روايت نكرده است . المطرى افزوده است : « از كعب بن مالك روايت شده است كه گفت : پيامبر خدا ( ص ) مرا فرستاد تا بر بلنديهاى مخيض ، الحيفاء ، ذو العشيرة و تيم كه كوههاى مدينهاند ، نشانه گذارم » . شايد متن زير ، مربوط به اين سند و بخشى از آن باشد : از ابى جحيفه روايت شده است كه گفت : نزد على رفتم . وى شمشير خود را خواست و از درون آن ، پوست نوشتهاى عربى بيرون آورد و گفت : تو گذشته از كتاب خدا كه فرود آمده ، از هر آنچه پيامبر خدا به جا نهاد ، به جز اين نوشته آگاه شدهاى ؟ متن نوشته چنين بود : به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر ؛ محمد فرستادهء خدا گفت : هر پيامبرى را حرمى است و مدينه ، حرم من است . ( وفاء الوفاء ، سمهودى ، بيروت 1955 ، 1 / 92 ) . 1 . بنگريد : ( ذيل پيمان 1 ، بند 39 ) . عن النّبىّ قال : المدينة حرم من كذا إلى كذا ، لا يقطع شجرها و لا يحدث فيها حدث ( بخارى ، 3 / 25 ) : شهر مدينه از فلان جا تا فلان جا ، حرم است ؛ درختان آن را نبايد بريد و هيچ دگرگونيى نبايد در آن پديد آورد . - م . 2 . المطرىّ ( 671 - 741 ه ) أبو عبد اللّه محمد بن أحمد انصارى از مردم مطريّهء مصر ، مردى دانشمند و در فقه و حديث و تاريخ ، چيره دست بود . نام كتاب او ، « التعريف بما أنست الهجرة من معالم دار الهجرة » است ( الأعلام ، زركلى 6 / 222 ) . - م . 3 . خولان به فتح « خ » و سكون « و » ، يكى از استانهاى يمن و منسوب به خولان بن عمرو بن . . . جمير بن سبأ است و در سال سيزده يا چهارده هجرى در زمان خلافت عمر بن خطّاب ، به دست مسلمانان گشوده شد ( ياقوت ، 2 / 499 ) . گويا پوست دبّاغىشدهء خولانىّ نيز منسوب به همين خولان بوده است . - م .